۲۰ تیر ۱۳۹۰

باید امید را به قصد کشت کتک زد

یه جایی شنیدم که سربازی هر شب توی هوای خیلی سرد نگهبانی می داد. یه شب یکی از اونجا رد می شد، گفت: " تو چطور تو این هوا نگهبانی می دی ؟ من می رم برایت یه چیز گرم بیارم." سرباز منتظر اومدن اون شخص موند.
صبح مردم جسد او را در حالی که یادداشتی در دستش بود پیدا کردند
" من هر شب تو این هوای سرد نگهبانی می دادم و شب را به صبح می رسوندم ولی امشب امید آوردن چیز گرم تو مرا کشت."